تبلیغات
زندگی من - خنده
خاطرات من
زندگی من
دوشنبه 30 فروردین 1395 :: نویسنده : زینب

4et4wt.gif
15.gif




نمیدونی به چی میخندم نه؟
ههههههههههههههههههه


برو ادامه مطلب میفهمی
ههههههههههههههههههههه




Разноцветные сердечки
Разноцветные сердечки
زنگ زدم خونه ی خواهرم بچه ی خواهرم گوشی رو برداشت.
 گفتم گوشی رو بده به مامانت. 
گفت مامانم داره گلیه میتونه. 
گفتم خوب گوشی رو بده به بابات. 
گفت اونم نمیتونه داله دمه دل با آقا پلیسه صحبت میتونه.
در حالی که داشتم از شدت نگرانی میمردم پرسیدم:داداش حامدت کو؟
گفت لفته بیمالستانا لو بگلده.
گفتم چرا؟
گفت چون من گم شدم!
پرسیدم الان کجایی؟
گفت:زیر تخت!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


من

مدیر وبلاگ : زینب
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
/* Start http://www.cursors-4u.com */ body, a:hover {cursor: url(http://cur.cursors-4u.net/special/spe-3/spe302.ani), url(http://cur.cursors-4u.net/special/spe-3/spe302.png), progress !important;} /* End http://www.cursors-4u.com */

کدهای کودکانه و دخملونه

طراحی سایت

Hetalia: Axis Powers - Liechtenstein